سهمار

مجید سرنی زاده

سهمار

مجید سرنی زاده

به بهانه خاطره وسوسه انگیز تماشای نمایش یک مجموعه بدون عنوان

 

 

در نمایش یک مجموعه بدون عنوان علاوه بر مولف ، آثار نیز تو را به سکوت دعوت میکنند . این سکوت تحمیلی و توام با لذت ، به سبب جهانی است که راستین به دور ما میتند ، جهانی که گویا جهانی نیست . چشم ها که خیره در تو هستند تو را به خود خیره میکنند . آثار حسن راستین به قوی ترین شکل ممکن تو را به سفری بین واقعیت و ذهنیت  نه که دعوت ، مجبور میکنند . ذرات چشم گونه که بارها از کنار آنها عبور کرده ام بی بار معنای حیات ،  امشب سرشار از  بینهایت داستان کوچک بودندو سربار و پربار از معنای زیستن. چشم ها در این تابلوها نقش دریچه هایی به دنیایی ناشناخته را بازی میکنند . دنیایی که با احساساتی چون ترس ، وسوسه کشف و توهم تنهایی توامان با یکدیگر هم تورا به خود می خواند و هم تو را از خود می راند . مسافری از ذره به بینهایت ، از بینهایت به خود و از خود به ذره ، نقشی است که ایستادن در مقابل این تابلوها بر تو تحمیل میکند .نجات دهنده را در گور بدن خود خفته می یابی . و از خود می پرسی ، پرسشی چند باره که چه ام شده است؟ من در کجای جهان ایستاده ام ؟ سرگردان در بستر گردان سیاهچاله های مخلوق راستین از خود می پرسی ، اینها بدن های کیهانیند یا چشم های ماهیان خلیج ؟ برای من رویای عکسهای تلسکوپ هابل زنده شد و خاطره عجیب و خالی از ایمان آن لحظه ای که گالیله دیگر زمین را در مرکز جهان نیافت و انسان خود را تنها و سرگردان جهان بینهایت دید .  

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد