X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 31 خرداد‌ماه سال 1389

مادر


دست فروش

این روزها دیگر فریاد آسمان

به زمین که نمی رسد هیچ

مادر هم به ما نمی رسد.

کلمات هم مجبورند دربیایند

عبور ممنوع از آنجایی که نباید.

وباز

 پس گردنی

و دست های سنگین مادر

که دروغ می گوید

که دست فروش است

دستی نمی فروشد

دستی می گیرد

پول توپ

و سر درموهای بریده مادر

بریده بریده 

فراموش میکنم بوی عرق

توپ را هم

و آسمان را

وخدا را هم

فراموش می کنم

خدا هم اگر مادرم را بچشد

خودراکه هیچ

خدای خود را نیز فراموش میکند

اینست که زمین خوش است

به مزه مادر

وپاک

و بستنی پاک

و مادر پاک آسمان را از من پنهان می کند

اما یک شب به آسمان می روم

ازدست این پریروز و دیروز و فردا

و دست می خرم

تا مادر دست فروشی کند

تا راست گفته باشد

و توپ...

پنج‌شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1389

معلم شهید

چه مردی که میگفت

قلب را شایسته تر آن

که به هقت شمشیر عشق در خون نشیند

وگلو را بایسته تر آن

که زیباترین نامها را بگوید

وشیر آهن کوه مردی از این گونه عاشق

میدان خونین سرنوشت به پاشنه آشیل در نوشت

روئینه تنی که راز مرگش اندوه عشق و غم تنهایی بود



یکشنبه 9 خرداد‌ماه سال 1389

از صدا افتاده تار و کمونچه

خردادها از پی یکدیگر می روند

با تن پوشی از پوست آسفالت

به رنگ لبان دخترکان نورسیده

و کوچه به کوچه

از صدا افتاده است

نه بخاطر بنزین

که کارتهای سوخت سرشار است

و کارتهای سوخته در جویبارها

( تعداد کل: 7 )
   1      2      3      >>